تبلیغات
My Angel

یاهو

نویسنده :fereshth 2mfs
تاریخ:جمعه 21 بهمن 1390-08:49 ب.ظ

 بنام انکه درهجران غربت به دل هامی دهد درس محبت 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

party cloudy

نویسنده :fereshth 2mfs
تاریخ:سه شنبه 21 شهریور 1391-11:14 ق.ظ

]


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

در حسرت من

نویسنده :fereshth 2mfs
تاریخ:جمعه 3 شهریور 1391-11:37 ب.ظ

از همه گذشتم به خاطر تو ، 

چشمهایم را بر روی همه بستم به عشق چشمهای تو

دیگر قلبم را به کسی ندادم به هوای داشتن یکی مثل تو

گفتم حالا که عهدی بستم و عهدی با من بستی ،

وفادار بمانم و عشقم را به تو ثابت کنم

گفتم حالا که دوستت دارم و تو نیز گفته ای که مرا دوست داری 

تا نفس دارم با تو بمانم

روزها گذشت... روز و شبم با عشق و محبت های پوچت گذشت

من میگفتم از رویاهایم ، تو میخندیدی به آرزوهایم!

درد دلهای بی جواب ، چند شب است نیامده به چشمهای خواب ،

عشق اینگونه جواب مرا داد ، تو به من پشت کردی و

همان دلخوشی های پوچت، زندگی ام را بر باد داد!

روزی آمد که دیدم دستت درون دستهای کسی دیگر است ،

قلبت مال من نیست و در کمین بیچاره ای دیگر است ،

قلبت شلوغ شده و زندگی ات تباه ،

نمیدانم چرا تو آمدی و مرا شکستی ، من که نکرده بودم گناه!

تو لایقم نبودی ، حالا دیگر بی ارزشتر از آنی که حتی لحظه ای به تو فکر کنم ،

برو که نمیخواهم فکرم را حتی با خیال بی خیالی تو خراب کنم!

این را نوشتم نه به خاطر اینکه به یادت هستم ،

خواستم بگویم که بدون تو اینک خوشبخترین عالم هستم

خواستم بگویم که قلبم مال یکی است که حتی 

یک تارموی او را هم با یکی مثل تو عوض نمیکنم،

تمام دنیا را به من بدهند او را ترک نمیکنم،

او جایش تا ابد در قلب من است ، هیچگاه به عشقش شک نمیکنم ....

یک روز میرسد قلبت را میشکنند ، تنها میمانی ، پشیمان میشوی ،

در به در کوچه و خیابان میشوی و در حسرت روزهای با من بودن میمیری....





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بازهم جمعه غروب کرد اما

نویسنده :fereshth 2mfs
تاریخ:چهارشنبه 14 تیر 1391-12:55 ب.ظ

  انتظارپنجره پایان نیافت/بغض های حنجره پایان نیافت


 باردیگرجمعه ای بودودلی بود امیدتمام چشمها روبه افق دوخته بود ،آسمان هم مکث کرد لحظه ای تاتوبیایی اسفر .ای مسافرتمام قلب ها ،لحظه لحظه ی سرخی غروب برقلب بی قرار شرر می ریخت وباعبورلحظه ها،دل میان صحن سینه بی تاب پر میزد وچشمهای انتظار خیره تر میشد ،ولی انگار قرار نبود به چشم ترعاشقان قدم بگذاری ؛آری باز جمعه ای دیگر ازجنس تمام جمعه های انتظار غروب کرد،امادرآیینه ی اشکی چشمان کبوتران غریب ،تک سوارآرزوهای سپید ،جولان نداد.
عاشق جولانتم دردشت عشق/ مانده ام درحسرت برگشت عشق
مهربان !بامن بگو تاکدامین بهاربایدجمعه شماری کنم ؟ای مردجمعه ی حظور ،بیاکه جمعه هابیش ازاین طاقت تنهای ندارند ،بیاکه عشق هم جای خالیت راپرنکرد !
خبرداری چقدریاسهادلواپس تؤاند؟پیچکها برسرپرچین ها درانتظار تونشسته اند؟وشکوفه های اطلسی درجمعه هی بی کسی ،بی قراری میکنند وبلبلان در باغ غم زده آواز میخوانند ودیرگاهی است باران خاک زخمی سرزمینم رانوازش نداده است .جمعه هادرتمام سال هاو فصل هاعید من است ،عید تمام پابرهنگان ،عیدتمام انبیاست ،بیاکه عیدی سبزمان حظور بهاری توست !مولابگوکدامین جمعه می آیی ؟کدامین ماه ؟کدامین فصل سبز ؟بگوتاتمام کوچه های بی عبور دلم را بامژه  های پریشان واشک دیدگانم آب وجارو کنم ،اگرچه من تمام جمعه ها درانتظار توام ،تمام لحظه ها درانتظار تونشسته ام.
 چشم من منتظرو بارانی/مانده پشت همه ی پنجره ها 
راهی اندازه ی یک جمعه فقط/مانده تازمزمه ی پنجره ها 
تانیایی دل بی طاقت من/به خودش رنگ عدم میگیرد 
پابه پای همه ی منتظران /عصر ادینه دلم میگیرد




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بخشیدن

نویسنده :fereshth 2mfs
تاریخ:سه شنبه 13 تیر 1391-04:21 ب.ظ

دو قطره آب كه به هم نزدیك شوند، تشكیل یك قطره بزرگتر میدهند...
اما دوتكه سنگ هیچگاه با هم یكی نمی شوند !
پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشیم،
فهم دیگران برایمان مشكل تر، و در نتیجه
امکان بزرگتر شدنمان نیز كاهش می یابد...
آب در عین نرمی و لطافت در مقایسه با سنگ،
به مراتب سر سخت تر، و در رسیدن به هدف خود
لجوجتر و مصمم تر است.
سنگ، پشت اولین مانع جدی می ایستد.
اما آب... راه خود را به سمت دریا می یابد.
در زندگی، معنای واقعی
سرسختی، استواری و مصمم بودن را،
در دل نرمی و گذشت باید جستجو كرد.
گاهی لازم است كوتاه بیایی...
گاهی نمیتوان بخشید و گذشت...
اما می توان چشمان را بست وعبور کرد
گاهی مجبور می شوی نادیده بگیری...
گاهی نگاهت را به سمت دیگر بدوزی که نبینی....
ولی با آگاهی و شناخت
 و آنگاه بخشیدن را خواهی آموخت.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فصل امتحانات

نویسنده :fereshth 2mfs
تاریخ:یکشنبه 28 خرداد 1391-09:06 ب.ظ

نو شته مامان
فصل امتحانات كه می شود من می مانم و فاطمه ودرسهایش ، دلشوره خاصی دارم دایم می ترسم، دهانم خشك می شود سرم درد می گیرد بی خواب می شوم میل به غذا را از دست می دهم حتی لحظاتی هم ممكن است روی لبم تب خال بزند ..بابا آقا سعی می كند در خانه نباشد فاطمه هم گریه هایش بیشتر می شود....... دست خودم نیست چكار كنم.... وقتی یادم می آید كه چطور درس خوانده ام و چه شبهایی را سپری كرده ام حساسیت ام برای فاطمه بیشتر می شود به خصوص وقتی كه به یاد مراقبتهای مادرم می افتم.

نوشته بابا
امتحانه كه امتحانه …. !! مگه چی شده ؟؟… خیلی خوب باشه.. من این چند وقته اصلا خونه نمیآم خوبه ؟؟…........ تو سه سال گذشته سه چهار بار این حرفها را زده ام فصل امتحانات كه بشه من تو خونه حق ندارم راه برم بشینم تلویزیون نگاه كنم روزنامه بخوانم DVD و CD و اینترنت هم كه دیگه نگو…..انجام هر كاری ازم سلب میشه .. چیه چیه كه فاطمه خانم امتحان داره … میگم بابا من هم درس خوندم .. ابتدایی .. راهنمایی ..دبیرستان.. كنكور ..دانشگاه امتحان دادم قبول هم شدم اونم بدون تجدیدی و ردی ...اصلا هم فشار روی پدر و مادرم نیاوردم پس امتحان نداده و ندیده نیستم…!!.

نوشته دخترشون
مامان یه جوری میگه امتحان كه آدم می ترسه... بابا هم طوری میگه امتحان كه یعنی بی خیالش .....… خوب شما جای من باشین چیكار میكنید ؟ البته مامان حق داره تا حالا چندین بار برام تعریف كرده كه وقتی كوچیك بوده موقع امتحانات مامانش تا صبح كنار اون بیدار می مونده تا خوابش نبره و درس بخونه و فرداش تا ظهر هم نمی خوابیده تا از نتیجه امتحان سر در بیاوره… هر چی میگم مامان دوره و زمونه عوض شده الان عصر عصر كامپیوتر و جهان داره به طرف …. حرفمو قطع می كنه و میگه : حرفهای بابا تو تكرار نكن حرف خودتو بزن بچه!!! و موندم چون بچه ام نمی تونم از این حرفا بزنم ؟؟؟!!

توضیح مامان: منهم از نوشته بابا به یك تعریف جدید از سلب شدن رسیدم!!!!
توضیح بابا : از نوشته مامان یه معنی تازه از سعی كردن را فهمیدم!!!!
توضیح دخترشون : با اصرار بابا نوشتم البته شما هم با این نوشته من
به یه معنی جدید از ننوشتن و امتحان دارم ها حتما رسیده اید!!!!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فصل امتحانات

نویسنده :fereshth 2mfs
تاریخ:یکشنبه 28 خرداد 1391-08:57 ب.ظ

شماهم امتحناتونو تموم کردین؟؟؟؟

 

لطفا بگین کدوما بهترین تعبیر برای امتحانه ؟؟؟؟؟؟

ایاسر شماهم چنین بلایی اومده یا نه ؟؟؟؟؟

راههای مقابله باچنین حوادث؟؟؟؟؟؟؟

وسوالاتی چون اینها

.

.

.

.

.

لطفا با پاسخ خود به این سوال ها مارا از نتایج واندیشه های خود باخبر سازید؟؟؟

 

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نصایح

نویسنده :fereshth 2mfs
تاریخ:پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391-07:28 ب.ظ

یه سوال ؟؟؟؟؟؟

ببینم شماهایی که زود زود میاین درسو مشق ندارین؟؟؟؟؟؟؟؟

برین درستونو بخونین !!!!!!!!!!!!!!!!

یه جک:

ارزوی دانش اموز ترک:درس اوخیام ، دکتر الام ،پول گازانام ، نیسان الام ، کوجه ساتام............

شماهم از این ارزوهادارین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دیدی؟؟؟

نویسنده :fereshth 2mfs
تاریخ:چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391-06:18 ب.ظ

دیدی که سخت نیست تنها بدون من

دیدی که صبح میشود شبها بدون من

دیدی که نبض زندگی بامن بدون من

دیروزاگرچه سخت امروزهم گذشت

چیزی نمی شودفردابدون من

 

 

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عرض همه چی

نویسنده :fereshth 2mfs
تاریخ:چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391-06:05 ب.ظ

اولاسلام

باعرض 1ببخشیدبزرگ خدمت تمامیه وبلاگنویسان به خاطراینکه شمااومدیدومن نبود

وباعرض تبریکایام عید وآرزوی سالخوب برای همهی شما.

وهمچنین باعرض تسلیت به مناسبت ایام امتحانات

عرضام تموم شد

 

تاعرض بعدی خدااااااااحافظظظظظظظظظ

یه چیزی یادم رفت درساتونوخوب بخونین

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عشق یعنی همین

نویسنده :fereshth 2mfs
تاریخ:جمعه 19 اسفند 1390-05:45 ب.ظ

جانم فدای رهبر

 

ایران ای مرزپرگوهر

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تقدیم به یک نگاه تو

نویسنده :fereshth 2mfs
تاریخ:پنجشنبه 18 اسفند 1390-12:38 ب.ظ

 

بگیراین گل از من یادبودی          که تنهالایق این گل توبودی

فروان امدند انرابگیرند               ندادم چون عزیز من توبودی

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زیربارون

نویسنده :fereshth 2mfs
تاریخ:سه شنبه 16 اسفند 1390-05:24 ب.ظ

اگه که یه شب زیرباروناقدمزدی بدون که نمام فکرمن پیش

مثل توتوزندگیم هیشکی نبودتوبود

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زندگی زیباست

نویسنده :fereshth 2mfs
تاریخ:شنبه 13 اسفند 1390-08:39 ق.ظ

عکس عاشقانه

زندگی باورمیخواهد ان هم ازجنس امید که اگرسختی روزگار به تو سیلی زد یک امیدقلبی به توبگویید که خداهنوزهست

 

 

زندگی مثل یه جاده تویه دشت قشنگه تمام لذت ازمنظره هاش ببرچون ته جاده یه تابلونصب شده که روش نوشته :دورزدن ممنوع!........




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

باتوبودن

نویسنده :fereshth 2mfs
تاریخ:شنبه 13 اسفند 1390-08:36 ق.ظ

عاشقانه و عاطفی

 چشم هایم راجاگذاشتم

دست هایم را جاگذاشتم

پاهایم راجاگذاشتم

قلبم راجاگذاشتم

نفسم راجاگذاشتم

من که جایی نرفته بودم

          داشتم ازپیش تو می امدم

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بارون

نویسنده :fereshth 2mfs
تاریخ:شنبه 6 اسفند 1390-04:22 ب.ظ

خاطرم نیست توازبارانی یاازنسیم اماهرچه هستی گذرا نیست

هوایت بویت تومرایادکنی یانکنی من به یادت هستم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2